تشریفات درخواست توقیف و توزیع محکوم
شخصی که در سیر مراحل قانونی به پرداخت نقدی محکوم می شود، در صورتی که نتواند وجه محکومیت خود را پرداخت کند (مبلغی که به آن محکوم شده است) می تواند تقاضای تقسیط یا تقسیط نماید. منظور از دین، اثبات عدم توانایی در پرداخت است و مقصود از قسط، ادای دین به صورت اقساطی است. هر چند این دو مفهوم با هم متفاوت و دارای اسناد حقوقی متفاوتی هستند، اما در عمل به جای یکدیگر به کار می روند و در نتیجه رویه ایجاد می شود، خواه موضوع درخواست ورشکستگی باشد یا اقساط، حکم دادگاه براساس تقسیط صادر می شود. در واقع آنچه از قوانین استنباط و استنباط می شود این است که قاضی ممکن است در مقابل ادعای عدم توانایی از پرداخت دین از سه طریق موضع بگیرد و رأی صادر کند; 1- پرداخت اقساط بدهی 2- مهلت دادن 3- برائت موقت از بدهی تا تمکن مالی برای پرداخت. رایج ترین حالت پرداخت بدهی به صورت اقساطی است. برخلاف تصور رایج برای اثبات بدهی و طرح این ادعا و ارائه دادخواست یا دفاع در مقابل مطالبه بدهی می توان وکیل گرفت و داشتن وکیل دلیل بر تمکن مالی فرد نیست.
اقساط و اقساط محکوم به (دلایل توقیف و تصمیم دادگاه)
برای اثبات مستحق معافیت از پرداخت جریمه و درخواست تقسیم آن، باید دلایل خود را به دادگاه صادرکننده حکم ارائه کند.
یکی از مهم ترین دلایلی که خواهان در پرونده ورشکستگی به آن اشاره می کند می تواند استشهاد تنظیمی باشد.
با توجه دقیق به روند رسیدگی و توجه به دلایل تجدیدنظرخواهی می توان به خوبی دریافت که تشریفات قانونی استناد به ادله شرعی شهود باید همواره رعایت شود تا مطابق ماده 151 ق.م. قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378، قاضی دادگاه باید از شهود متهم دعوت و اظهارات آنان را در صورتجلسه قید کند.
در این زمینه مفاد سوگند و سوگند نیز باید رعایت شود و شهودی که مدعی اخاذی هستند باید در دادگاه بدوی حاضر شوند و اظهارات خود را سوگند یاد کنند.
علاوه بر این، ارائه دستکاری شاهد نیز مهم است. در این راستا دادگاه رسیدگی کننده نیز باید در جلسه ای جداگانه از متهم مطالبه دیون دعوت و به اظهارات وی در خصوص آسیب احتمالی شهود متهم گوش فرا دهد.
ترتیبات قانونی به خوانده دعوای اعسار این فرصت را می دهد تا در صورت امکان جراحت شاهد را اثبات کند و همچنین امکان احراز حق سؤال از شهود متهم مدعی اعسار را فراهم می کند.
قاضی دادگاه نمی تواند به استناد استشهادیه منسوب به افراد ناشناس به عنوان شاهد، بدون احضار و احراز اصالت، به طور غیرمستقیم حکم تبعید متقاضی را صادر کند.
از نظر قانون منظور از جراحت شاهد، اعلام عدم وجود یکی از شرایط لازم برای شهادت در شاهد است. همچنین تعدیل شاهد، شهادت دادن به این است که شاهد شرایط لازم برای شهادت را دارد.
در مواردی مشاهده می شود که مبایعه نامه تنظیمی دارای ایرادات فراوانی در مبایعه نامه تنظیمی است، بدون احتساب اظهارات شهود مالیاتی، شهود مذکور صرفاً به اظهارات از پیش کتبی مدعی دعوای اعسار به صورت رسمی مراجعه می کنند. فرم و فقط فرم از پیش چاپ شده جزئیات آنها. طبق سنت دوستی پر می کنند.
دو حالت دیگر متصور نیست: در فرض اول علیرغم خواندن مفاد شهادت و با توجه به الزام درخواست بیان اطلاعات خود در مورد مدعی بدهی، اساساً از وضعیت مالی وی اطلاعی نداشته و فقط شهادت اخیر را داده اند. به خاطر دوستی یا بهانه های دیگر. امضا کرده اند
در فرضی دیگر، شهود بدون خواندن مفاد شهادت و صرفاً از روی دوستی، تحت هر آنچه مدعی انشاء کرده و بدون اطلاع از مفاد و موضوع اصلی شهادت، شهادت را امضا کردند.
طبق ماده 506 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379، یکی از ارکان رسمی استشهاد حقوقی، درج نسبت شهود به مدعی و نیز ذکر منبع اطلاعات آنان است. در مورد ناتوانی مالی شاکی در استشهادیه.
در برخی از آرای ورشکستگی دیده می شود که دادگاه اعلام کرده است که تنها به دلیل عدم ارائه مال از سوی خواهان، حکم به تقسیم حکم به موضوع دعوی صادر می شود. در حالی که ممکن است شخص دارای اموال زیادی باشد اما محکوم علیه قادر به شناسایی آنها نباشد. به نظر میرسد این موضوع به تنهایی نباید مجوزی برای تقسیم حکم به شاکی یا پذیرش آن باشد. بدهی مدعی او
از نظر حقوقی، محکوم علیه مکلف به معرفی اموال محکوم له نیست و عدم توانایی در این امر نیز موجب مجوز نقض اصل عدم اخاذی و تمامیت اشخاص نمی شود.
نمونه عملی پرونده اقساط و اقساط
دادخواست توقیف :
شاکی با تقدیم دادخواست ضمیمه اصل مبایعه نامه محلی و عنداللزوم شهادت شهود مبنی بر عدم پرداخت به خوانده به مبلغ هشتصد میلیون ریال در قسمت مربوط به شرح احوال خود قید نموده است. دادخواست: «اینجانب ورشکسته هستم و هیچ گونه اموال و دارایی ندارم و قادر به پرداخت نقدی و یکجای محکومیت نیستم به این ترتیب بر اساس مبایعه نامه ای که برای پرداخت حکم تنظیم شده است. ، با توجه به مفاد قانون اعسار و قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، رسیدگی و صدور حکم اعسار از تادیه حکم و پرداخت اقساطی را از دادگاه عمومی محترم حقوقی کشور تقاضا دارم.
ممکن است افراد زیادی را در اطراف خود دیده باشید که پس از مراجعه به پزشک و انجام درمان یا جراحی به هر دلیلی از پزشک خود و عملکرد او راضی نیستند. این پدیده را بیشتر در انجام جراحی های زیبایی می بینیم. گاهی پیش می آید که پزشک در درمان بیمار خود کوتاهی می کند یا مرتکب اشتباه می شود که در این صورت امکان احقاق حق بیمار توسط مراجع قضایی وجود دارد. جرایم پزشکی انواع مختلفی دارد و برای احقاق حق در این زمینه باید از فردی آگاه و مجرب در زمینه دعاوی جرایم پزشکی استفاده کرد و از مشاوره حقوقی جرایم پزشکی بهره مند شد. اگر می خواهید درباره مشاوره حقوقی جرایم پزشکی اطلاعاتی کسب کنید، تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.
جرایم پزشکی
همانطور که گفته شد گاهی ممکن است اشتباهی در رابطه پزشک و بیمار رخ دهد و جرایم پزشکی توسط پزشک مربوطه انجام شود. حتی اگر پزشک قبل از انجام عمل جراحی از بیمار یا قیم او امضای برائت بگیرد، باز هم در صورت قصور پزشکی مسئولیت کیفری خواهد داشت که در این صورت مشاوره حقوقی جرایم پزشکی به فرد ارائه می شود. جرایم پزشکی شامل انواع مختلفی است که در صورت سهل انگاری و اثبات آن پزشک قطعا مجازات می شود. پزشک وظایف خاصی دارد که اگر عمداً یا به دلیل سهل انگاری به وظایف خود عمل نکند، بیمار می تواند از طریق مراجع قضایی از او شکایت کند و حق قانونی خود را بگیرد، مثلاً پزشک موظف است اسرار بیمار را فاش نکند. سایرین و صدور گواهی خلاف واقع توسط پزشک یکی از جرایم پزشکی است و یا مثلاً اگر پزشک در صورت عدم لزوم عمل جراحی انجام دهد این نیز جزو جرایم پزشکی محسوب می شود. اگر خدای ناکرده در رابطه با پزشک خود با خطا یا سهل انگاری مواجه شدید، بهتر است در اسرع وقت از مشاوره حقوقی جرایم پزشکی استفاده کنید. در ادامه بیشتر در مورد قصور پزشکی صحبت خواهیم کرد پس تا پایان این مقاله با ما همراه باشید. نیاز به مشاوره حقوقی جرایم پزشکی نیز در زیر مشخص شده است.
منظور از قصور پزشکی چیست؟
در دنیای پزشکی و در رابطه پزشک و بیمار ممکن است مشکلات و خطاهایی پیش بیاید و نتیجه معمولی که از درمان انتظار می رود به دست نیاید و نیاز به مشاوره حقوقی در جرایم پزشکی شود. کاسور در لغت به معنای کوتاهی، شکست، بد خدمتی، سستی و خطا است. به این ترتیب هرگونه خطا، بی حوصلگی و بی احتیاطی پزشک در درمان بیمار یا مراقبت های بعد از جراحی وی نوعی قصور پزشکی تلقی می شود که موجب نارضایتی و یا گاه شکایت بیمار می شود.
آیا قصور پزشکی همان قصور پزشکی است؟
خیر بسیاری از افراد ممکن است فکر کنند وقتی صحبت از سهل انگاری یا اشتباه پزشک می شود، به معنای همان نقص پزشکی است. اما بد نیست بدانید که این دو از بسیاری جهات با هم متفاوت هستند. همانطور که گفته شد قصور پزشکی نوعی خطا، بی احتیاطی یا بی احتیاطی پزشک است که سهوا و بدون عمد و عمد اتفاق می افتد. اما در قصور پزشکی، برعکس، خطای پزشک با سنت، قصد و اراده قبلی همراه است و عمدی است. مشاوره حقوقی جرایم پزشکی در هر دو حالت ارائه خواهد شد.
مشاوره حقوقی جرایم پزشکی
با مفهوم قصور پزشکی آشنا شدیم. حال بهتر است به اهمیت این نکته اشاره کنیم که قصور پزشکی شامل چه مواردی می شود؟
همانطور که قبلاً اشاره کردیم قصور پزشکی به معنای هرگونه قصور، بی احتیاطی و سهل انگاری پزشک در انجام وظایف خود است. علاوه بر این، اگر پزشک در حین درمان و انجام وظیفه بخواهد اسرار بیمار خود را فاش کند، بیمار خود را به هر نحوی فریب یا گمراه کند، موازین و موازین شرعی، قانونی و علمی را رعایت نکند، سعی در گمراهی می کند. آگهی ها. و ارتکاب اعمال خلاف موازین اسلامی و اخلاقی. همه اینها نوعی قصور پزشکی است که پزشک به خاطر آن مجازات خواهد شد. مشاوره حقوقی جرائم پزشکی با شما خواهد بود.
آیا زیر میز رفتن نوعی قصور پزشکی است؟
نه شاید دیده یا شنیده باشید که برخی از پزشکان به هر دلیلی در پزشکی رشوه می گیرند. بد نیست بدانید این عمل قصور پزشکی محسوب نمی شود و تخلف جداگانه ای است. این تخلف نوعی تخلف انضباطی محسوب می شود و از طریق سازمان تعزیرات حکومتی و یا هیأت های انتظامی نظام پزشکی قابل پیگیری است.
مرجع صالح قضایی در جرایم قصور پزشکی
یکی از موضوعات مهم برای طرح هر شکایتی، انتخاب مرجع صالح قضایی برای رسیدگی به آن است. مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به پرونده های قصور پزشکی، دادگاه های عمومی، انقلاب و شورای حل اختلاف است. البته لازم به ذکر است که در شهرهایی مانند تهران و برخی از استان هادر این خصوص دادگاهی جداگانه به نام دادگاه ویژه پزشکی و دارویی تعیین شده است.
جرم قصور پزشکی جنبه کلی دارد!
شایان ذکر است تخلفاتی که قصور پزشکی محسوب می شود، به جز موارد استثنایی، علاوه بر جنبه خصوصی، جنبه عمومی نیز دارد. مشاوره حقوقی برای جرایم پزشکی شما را راهنمایی می کند.
شکل گیری و توسعه نهادهای قضایی یکی از مهم ترین تحولات بشریت تاکنون بوده است. اعاده حق و مطالبه آن همواره یکی از دغدغه های بشر در طول تاریخ بوده است و مردم همواره در تلاشند تا جوامعی بر اساس عدالت بسازند تا هرکسی حق خود را صاحب شود و در صورت ضایع شدن آن را احیا کند. اما ممکن است در هر زمینه ای تضییع حقی نه با اراده یک فرد بی گناه، بلکه صرفاً بر اساس یک حادثه یا حادثه اتفاق بیفتد. یکی از حوادثی که ممکن است در اثر تصادف رخ دهد، جرایم غیرعمد است. از آنجایی که در جرایم غیرعمدی، شخص سوء نیت نکرده و هر اتفاقی که افتاده تصادف تلقی می شود، قانونگذار به این نتیجه رسیده است که اگر به یک اندازه مرتکب جنایات عمدی و غیرعمدی شوند، دور از عدالت است. از مجازات اگرچه خود قانونگذار نیز به این نکته پی برده است، اما در این میان موضوع بسیار مهم تری مطرح می شود و آن اثبات عمدی نبودن جرم است. در این زمان، وکیل جرایم غیرعمد باید به میدان بیاید و با استفاده از مدارک درست و محکمه پسند، تخفیف مجازات بگیرد و حتی گاهی مجرمان را تبرئه کند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد وکلای جرایم غیرعمد، مقاله بعدی را از دست ندهید.
تعریف قانونی جرم
. وکیل جرایم غیرعمد از همه موارد مطلع است
عناصر تشکیل دهنده جرم
عنصر قانونی
در مرحله اول باید توجه داشت که این عمل طبق قانون جرم محسوب می شود. طبق اصل 35 قانون اساسی: «حکم به مجازات و اجرای آن فقط از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون است». در این اصل به صراحت اشاره شده است که فعل یا ترک فعل باید به موجب مقررات قانونی منع و برای آن مجازات تعیین شود، در غیر این صورت دادگاه ها مجاز به محکومیت و مجازات فردی نیستند. وکیل جرایم غیر عمد به شما می رسد.
عنصر مادی
عنصر مادی عبارت است از عمل مجرمانه شخص. در سرقت، اقدام به گرفتن مال بدون رضایت مالک، در قتل، قتل، و در ارتشاء، عمل ارتشاء از عناصر مادی جرم است. این عنصر جرم جنبه محسوس دارد و توسط مراجع ذیصلاح قابل تشخیص است. اگر این عنصر در جرم شکل نگیرد، به این معناست که جرم به دلیل موانعی کامل نشده است و فرد مستحق مجازات نیست. مثلاً شخصی به قصد کشتن شخص دیگری اسلحه می خرد. اما هنگام شلیک به او، گلوله در اسلحه گیر می کند و یا حتی از دست می دهد. در این صورت حتی اگر شخص دستگیر و محاکمه شود به مجازات قتل محکوم نخواهد شد زیرا عنصر مادی که قتل طرف مقابل است صورت نگرفته است و مجرم به مجازاتی مانند قتل محکوم خواهد شد. به عنوان حبس (به دلیل عمل سلاح) به حکم قاضی.
عنصر معنوی
این عنصر به جنبه ذهنی مرتکب اشاره دارد. جرایم عمدی یا غیرعمدی تا حد زیادی به این عنصر جرم بستگی دارد. عنصر معنوی داشتن قصد، قصد و انگیزه برای ارتکاب عمل مجرمانه است. در صورت عدم وجود این عنصر، با وجود اینکه شخص مقصر باشد، به دلیل قرار گرفتن در زمره جرایم غیرعمد، مجازات او سبکتر می شود. مثال قبلی را تصور کنید که فردی به قصد کشتن شخصی به او شلیک می کند، اما گلوله در اسلحه گیر می کند و بیرون نمی آید. حال زمانی که تفنگ در زاویه دیگری قرار می گیرد، گلوله رها می شود و به فرد دیگری که در آنجا حضور داشت اصابت می کند و او را می کشد. در اینجا به دلیل اینکه قاتل تیر را به قصد کشتن مقتول شلیک نکرده، عنصر معنوی شکل نمی گیرد و فرد به قتل عمد محکوم نمی شود. این گونه موارد در دادگاه های ما به وفور یافت می شود و گاه حتی مرتکب جرم بسیار کمتر از نمونه مذکور است. در اینجا یک وکیل جرایم غیر عمد می تواند به کمک او بیاید و فرد را از خطری که در اثر یک حادثه رخ داده نجات دهد.
انواع جرایم غیر عمد
قانون جرایم غیرعمدی را به دو دسته شبه عمد و اشتباه محض تقسیم کرده است که در ادامه به تعریف آن و علت نیاز به وکیل در جرایم غیرعمد در آن موارد می پردازیم.
به موجب ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی:
جرم در موارد زیر عمدی تلقی می شود:
الف- هرگاه مرتکب قصد رفتاری نسبت به مجنی علیه داشته باشد ولی قصد ارتکاب جرم یا مانند آن را نداشته باشد و از مواردی نباشد که در تعریف جرایم عمدی قرار می گیرد.
ب- اگر مرتکب از موضوع جاهل باشد مانند زمانی که عقیده ای مرتکب جرم شود. اینکه موضوع رفتار او شی یا حیوان یا اشخاص مشمول ماده (302) این قانون باشد، خلاف آن معلوم شود.
ص ـ در صورت وقوع جرم به تقصیر مرتکب مشروط بر اینکه جنایت یا مانند آن در تعریف جنایت عمدی لحاظ نشده باشد.
مطابق ماده 1119 قانون مدنی:
«طرفین عقد میتوانند علاوه بر عقد نکاح یا هر عقد لازم دیگری، هر شرطی را که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد، شرط کنند، مانند اینکه هرگاه شوهر زن دیگری بگیرد یا در مدت معینی غایب شود. مهلت یا ترک انفاق یا سوء قصد به جان زوجه یا سوء رفتار به گونه ای که زندگی با یکدیگر غیر قابل تحمل شود، اثبات تحقق شرط در دادگاه و صدور رأی قطعی بر عهده زوجه و وکیل میباشد. .
در این ماده توضیح داده شده است که طرفین می توانند در صورت عدم مغایرت با شرایط مندرج در عقد، ضمن عقد ازدواج خود، عقد نیز ببندند. حال در صورت عدم احراز شروط عقد از سوی زوج، زن می تواند با مراجعه به دادگاه و با اثبات ادعای خود مبنی بر عدم رعایت شرایط ضمنی یا ضمنی، تقاضای طلاق کند. عقد لازم توسط شوهر، اخذ حکم طلاق. .
طبق ماده 1129 قانون مدنی:
«در صورتی که زوج از دادن نفقه امتناع کند و امکان اجرای حکم و الزام او به پرداخت نفقه وجود نداشته باشد، زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم زوج او را به طلاق اجباری می کند، همچنین این امر نیز وجود دارد. در صورتی که شوهر قادر به دادن نفقه نباشد».
در این ماده یکی از حقوق انکارناپذیر زن در نکاح که نفقه در دوران عقد است به صراحت ذکر شده است. بر اساس این قانون در صورتی که مرد توانایی نفقه زوجه را نداشته باشد، زوجه می تواند با استناد به این قانون از دادگاه حکم طلاق بگیرد. البته درخواست طلاق و اخذ این حکم بدون رضایت مرد امری نیست که به راحتی و یا توسط فرد غیر متخصص انجام شود. بنابراین، شما نیاز به مشاوره حقوقی طلاق دارید تا شما را در مسیر درست راهنمایی کند.
آخرین شرطی که در اینجا قصد بررسی آن را داریم موضوعی است که زندگی های بسیاری را درگیر کرده است و آن عسر و حرج بر زوجه است. گاهی اوقات زندگی زناشویی آنقدر زن را در تنگنا قرار می دهد که چاره ای جز طلاق ندارد.
مطابق ماده 1130 قانون مدنی:
اگر مدت عقد موجب عسر و حرج زوجه باشد، می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. در صورتی که عسر و حرج مذکور در دادگاه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را به طلاق اجباری کند و در صورت عدم امکان، زوجه با اذن حاکم شرع طلاق می گیرد.
تبصره (1397/04/29) - عسر و حرج موضوع این مقاله به وجود آمدن حالتی است که ادامه زندگی را برای زوجه سخت و تحمل آن را مشکل می کند. مشاوره حقوقی در طلاق نیاز آنان است و موارد زیر در صورت احراز دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می شود:
ترک زندگی خانوادگی همسر برای شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه.
اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا اعتیاد وی به مشروبات الکلی که موجب اختلال در زندگی خانوادگی شده و امتناع یا عدم امکان اجبار وی به ترک در مدتی که پزشک برای ترک اعتیاد لازم تشخیص داده است.
با مفهوم عسر و حرج یا عسر و حرج از نظر قانون آشنا شدیم. اما همانطور که به صراحت اشاره شد زوجه باید در هر حال بتواند ادعای خود را به دادگاه صالح ثابت کند. در صورتی که مدارک ارائه شده قانع کننده نباشد و دادگاه حکم طلاق را صادر نکند، زن مجبور به بازگشت به زندگی سابق خود می شود و انجام مجدد مراحل طلاق می تواند به یک عمل طاقت فرسا تبدیل شود. بنابراین با انجام مشاوره حقوقی طلاق و مراجعه به وکیل مجرب نه تنها می توانید روند طلاق را سریعتر طی کنید، بلکه این روند طاقت فرسا را نیز برای خود بسیار آسان کنید.
در جوامع امروزی خانواده و مسائل مربوط به خانواده از مهم ترین مسائلی است که در اولویت قرار دارد. تشکیل خانواده اساساً با ازدواج زن و مرد شروع می شود و در نتیجه بچه دار شدن گسترش می یابد. با این حال، هر ازدواجی ممکن است به دلایل مختلف از جمله عدم درک متقابل، دعوا و مسائل زناشویی و حتی مسائل خارج از خانواده شکست بخورد. گاهی با مراجعه به مشاور می توان این مشکلات را تا حدودی برطرف کرد. اما گاهی پیش می آید که با وجود تمام تلاش های طرفین برای برقراری مجدد رابطه، موفقیتی حاصل نمی شود و ازدواج با شکست مواجه می شود. اینجاست که بحث طلاق مطرح می شود و طرفین سعی می کنند با توافق و شاید هم عدم توافق آن را به دست آورند. طلاق همچنان در جامعه ما مذموم و سرزنش است، هرچند در سال های اخیر گام های مثبتی در جهت پذیرش این امر از سوی جامعه برداشته شده است. در ادامه به تعریف طلاق، نحوه عمل و روند پیگیری آن می پردازیم و دلیل نیاز شما به مشاوره حقوقی طلاق را قبل از هر اقدامی ذکر می کنیم.
طلاق چیست؟
طبق ماده 1120 قانون مدنی:
«عقد با فسخ یا طلاق یا با انقضای مدت عقد منحل میشود».
طلاق به معنای پایان قانونی ازدواج و جدایی زوجین از یکدیگر است. بدین معنا که زندگی مشترک زوجین به پایان رسیده و کلیه حقوق و تکالیف زوجه (مانند تبعیت زن از مرد و پرداخت نفقه در طول زندگی زناشویی) نیز از دوش طرفین برداشته می شود.
تفاوت طلاق و فسخ نکاح
طلاق به این معناست که عقد ازدواج به درخواست طرفین منحل می شود. بطلان نکاح به این معناست که شرایط ازدواج از ابتدا درست نبوده و عقد نکاح وجود نداشته است. به عبارت دیگر در طلاق عقد نکاح به طور صحیح و با شرایط مقرر انجام می شود و سپس اعتبار خود را از دست می دهد و به تصمیم یکی یا هر دو طرف از بین می رود. در حالی که در بطلان طلاق به دلیل فقدان شرایط لازم، عقد نکاح به هیچ وجه منعقد نشد. همچنین در طلاق باید حقوق طرفین ازدواج به طور کامل ادا شود و زوجین موظفند تا زمان صدور حکم طلاق به وظایف زناشویی خود نسبت به یکدیگر عمل کنند. در حالی که در فسخ نکاح هیچ یک از آثار نکاح اسلامی بر طرفین تحمیل نمی شود و هیچ تکلیف و تعهدی در قبال یکدیگر ندارند.
طلاق توافقی و غیر توافقی
طلاق توافقی طلاقی است که در آن طرفین به طلاق توافق می کنند و هر دو به جدایی از یکدیگر رضایت می دهند. این در حالی است که در طلاق غیر توافقی یکی از طرفین می خواهد از هم جدا شود و طرف دیگر از این اقدام ناراضی است. از آنجایی که طلاق یک امر صوری است، به هر حال در هر دو نوع طلاق باید مراحل قانونی و تشریفات قانونی تا صدور حکم طلاق توسط دادگاه خانواده و صدور حکم طلاق طی شود. اما به طور کلی طلاق توافقی آسانتر و سریعتر از طلاق توافقی است. در نظر داشته باشید که طلاق توافقی نیست که بلافاصله پس از درخواست طرفین واقع شود، زیرا در هر صورت دادگاه خانواده تا زمان صدور طلاق مراحل خود را طی می کند و توافق طرفین در این روند تاثیری ندارد. . اگر شما و همسرتان بر سر طلاق توافقی دارید، بهتر است قبل از هر اقدام طلاق با توافق نامه مشورت کنید و سپس درخواست طلاق بدهید.
اما در طلاق های غیر توافقی شرایط درخواست طلاق کمی متفاوت است. در طلاق توافقی از آنجایی که یکی از طرفین با این کار موافقت نمی کند، فرد متقاضی طلاق باید بتواند قاضی و دادگاه خانواده را متقاعد کند که ادامه زندگی با شرایط موجود غیرممکن است. البته این اقناع باید بر اساس دلایلی باشد که از نظر قانون و قاضی منطقی و صحیح باشد. به همین دلیل در طلاق غیر توافقی نیاز به وکیل طلاق بیشتر احساس می شود.
در صورتی که زن و مرد بر سر میزان نفقه توافق کرده باشند در این صورت نیازی به مراجعه به مراجع ذیربط نیست. اما در صورت عدم توافق در مورد آن، شکایت در شورای حل اختلاف مطرح می شود. در این صورت دادگاه شخصاً وارد شده و نفقه زن را محاسبه می کند. گاهی ممکن است به درخواست طرفین، پرونده تعیین نفقه به کارشناس مربوطه ارجاع شود که نفقه با توجه به شرایط زن اعم از سن، تحصیلات و شرایط خانوادگی تعیین می شود. اگر میزان نفقه را کم می دانید می توانید از طریق وکیل نفقه خود قبض افزایش آن تهیه و به دادگاه ارسال کنید. همچنین اگر نفقه ثابت برای شما سنگین است می توانید برای کاهش نفقه قبض بنویسید و به دادگاه ارائه دهید. در تمامی این موارد بهتر است از وکیل نفقه کمک بگیرید تا روند کار خود را تسریع و تسهیل کند.
یکی از مواردی که در طرح دعوای مطالبه نفقه احساس می شود، حضور وکیل مجرب نفقه است. زیرا وکیل از تمامی مراحل و راه های مطالبه نفقه آگاه بوده و از مسیر صحیح وارد می شود. بهترین وکیل نفقه کسی است که شرایط شما را به درستی ارزیابی کرده و مدارکی برای اثبات آن به دادگاه تهیه کند. لازم به ذکر است که دیدگاه شما از دیدگاه یک وکیل بسیار متفاوت است و مسیری که طی می کنید ممکن است با مسیر یک وکیل متفاوت باشد و قطعاً این متخصص است که بهترین ها را از نظر حقوقی تشخیص می دهد. از دید مطالبه حق و به دست آوردن آن ممکن است کار آسانی نباشد، اما قانون بسیار ساده است. مراجعه به متخصصی که وکیل نگهداری در این زمینه است، راهی برای احقاق حقوق شماست.
شرایط عدم پرداخت نفقه زوجه
در ماده 1108 قانون مدنی آمده است:
اگر زن بدون مانع مشروع از انجام وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.»
البته منظور از این ماده این نیست که پرداخت نفقه منوط به انجام تکالیف زوجیت است، بلکه منظور این است که نفقه باید پرداخت شود مگر اینکه زوجه به وظایف زوجیت عمل نکند. اما اگر زن از شوهر خود تمکین نکند، خیانتکار شناخته می شود و طبق قانون مستحق نفقه نخواهد بود. وکیل نفقه راهنمای شماست.
همچنین در مقاله بعدی به آن اشاره شده است:
«نفقه زن مطلقه در مدت عده بر عهده شوهر است، مگر اینکه طلاق در حال وقوع باشد، اما اگر عده ناشی از فسخ نکاح یا طلاق باشد، زن حق نفقه ندارد مگر اینکه طلاق در حال وقوع باشد. در صورت بارداری از شوهر که در این صورت تا زمان لقاح حق نفقه خواهد داشت.
طلاق رجعی به طلاقی گفته می شود که در آن طرفین تا پایان مدت فرصت دارند به یکدیگر رجوع کنند در حالی که در طلاق فوری جدایی بلافاصله صورت می گیرد. حال اگر طلاق رجعی باشد زن تا پایان دوره حق نفقه دارد مگر اینکه به وظایف خود عمل نکند (از شوهر تبعیت نکند، تمکین نکند و ...). اگر طلاق دوطرفه باشد یا نکاح باطل شده باشد زن دیگر مستحق نفقه نیست (مگر اینکه در ضمن عقد نفقه نگرفته باشد که در این صورت می تواند نفقه ضمن عقد را از طریق دادگاه مطالبه کند). اگر زنی پس از طلاق از شوهر خود حامله باشد تا زمان تولد فرزند حق دریافت نفقه دارد. اگر همسر شما طبق قانون مستحق دریافت نفقه نیست، اما آن را درخواست کرده است، برای دفاع در برابر درخواست نفقه به وکیل نیاز دارید.
نفقه و تعریف و انواع آن
در اسلام و بر اساس احکام آن، به محض انعقاد عقد، تعهداتی بر دوش طرفین گذاشته می شود که تحت هیچ شرایطی نمی توانند از آن اجتناب کنند و این یکی از مهم ترین ویژگی های عقد نکاح اسلامی است. از آنجایی که این حقوق و تکالیف در قوانین اسلامی به صراحت ذکر شده است، به دلیل اسلامی بودن در حقوق ایران نیز وجود دارد و ضمانت اجرا برای آنها تعیین شده است. یکی از حقوقی که باید توسط زوج به زن پرداخت شود، مهریه و نفقه در دوران عقد است. البته با وجود اینکه این حقوق واجب است، گاهی دریافت آن آسان نیست. در این مقاله به بررسی موضوع نفقه زوجه، میزان آن، نحوه محاسبه و وظایف وکیل نفقه می پردازیم.
نفقه اقارب
نفقه اقارب نفقه ای است که طبق ماده 1196 به اقارب در خط عمودی اعم از صعودی (مانند پدر و مادر) و نزولی (مانند اولاد) تعلق می گیرد. این نفقه توسط پسر خانواده به والدین تعلق می گیرد و در صورت داشتن فرزند به فرزندان نیز تعلق می گیرد. شرایط اخذ نفقه اقارب طبق ماده ۱۱۹۷ به شرح زیر است:
«کسی مستحق نفقه است که مالی نداشته باشد و نتواند از طریق اشتغال وسیله امرار معاش را تأمین کند».
همچنین شرط دیگری که مربوط به وضعیت مرد است در مطلب بعدی ذکر شده است:
«کسی در صورت توانایی در انفاق، مکلف به انفاق است، یعنی میتواند نفقه بدهد بدون اینکه در امر معیشتی از این حیث دچار مشکل شود، توانایی او، تمام تعهدات و وضعیت زندگی شخصیاش در جامعه مشخص شود. در نظر گرفته شود."
با توجه به مواد مذکور، نفقه اقارب منوط به تمکن مالی واقف و عدم توانایی نفقه گیرنده است که البته در صورت لزوم اثبات آن بر عهده مرجع صالح قضایی است. این شرایط
در ماده 1199 قانون مدنی چنین آمده است:
«نفقه فرزندان بر عهده پدر است، پس از فوت پدر یا عدم قدرت او، با رعایت خویشاوندان بر عهده اجداد پدری است؛ اگر پدر و جد پدری نباشد. یا ناتوانی آنها نفقه به عهده مادر است و در صورت زنده بودن یا ناتوانی مادر نفقه اجداد و اجداد مادری و جد و جد پدری بر عهده اقارب می باشد و اگر چند نفر از اجداد مذکور و پدربزرگ و مادربزرگ از نظر میزان خویشاوندی مساوی هستند، باید نفقه را به نسبت بدهند.
طبق ماده فوق در حالت عادی پرداخت نفقه بر عهده پدر است و در صورت نبودن پدر به عهده پدربزرگ و در صورت نبودن جد به عهده پدر جد می باشد. . در صورت عدم وجود هیچ یک از فرزندان، نفقه به عهده مادر است، در صورتی که مادر وجود داشته باشد و توانایی تأمین داشته باشد. در غیر این صورت نفقه بر اجداد مادری و جد پدری آنها (جد مادری) تعلق می گیرد. اگر هر یک از خیرین از نظر پرداخت نفقه مساوی باشند، نفقه بر همه آنها واجب است و باید مقدار آن را بین خود تقسیم کنند.
حمایت از همسر
اما نفقه زوجه که گاهی مطالبه آن مشکل است. به همین دلیل برخی از همسران برای مطالبه حقوق قانونی و شرعی خود به دنبال وکیل نفقه همسر می گردند. ما اطلاعات بیشتری در این مورد در اختیار شما قرار خواهیم داد.
طبق ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی
نفقه عبارت است از کلیه نیازهای متعارف و متناسب با موقعیت زن از قبیل مسکن، لباس، غذا، اثاثیه منزل و هزینه های پزشکی و بهداشتی و خدمتکاران در صورت عادت یا نیاز ناشی از کمبود یا بیماری.
پرداخت نفقه زوجه الزامی است و عدم پرداخت آن ضمانت قانونی دارد. مثلاً در ماده 1129 قانون مدنی آمده است.
«در صورت امتناع زوج از دادن نفقه و عدم اجرای حکم و الزام او به پرداخت نفقه، زوجه میتواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم زوج او را مجبور به طلاق کند، همینطور است. اگر شوهر قادر به پرداخت نفقه نباشد».
بنابراین طبق این قانون در صورت عدم پرداخت نفقه زوجه می تواند دادخواست طلاق بدهد و خود را مطلقه اعلام کند. البته در اینجا نیز زوج باید نفقه ایام عقد را که نپرداخته است بپردازد که میزان آن را دادگاه صالح محاسبه می کند. لازم به ذکر است که اگرچه مواد قانونی صراحتاً زوجه را از دریافت نفقه حمایت می کند، اما در عمل ممکن است دریافت این حق کار آسانی نباشد. به همین دلیل به شما پیشنهاد می شود در صورتی که قصد طرح دعوی در این مورد را دارید، اقدام لازم را انجام دهید.
در ادامه ماده 1 قانون تشدید مجازات ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مجازات کلاهبرداری به شرح زیر تعیین شده است.
علاوه بر انکار اصل مال به صاحب آن به حبس از ۱ تا ۷ سال و پرداخت جزای نقدی معادل مبلغ دریافتی محکوم خواهد شد.
همچنین در مورد مجازات کلاهبرداران در امور حکومتی چنین نوشته شده است:
«در صورتی که مرتکب از طرف سازمان ها و مؤسسات دولتی یا وابسته به دولت یا شرکت های دولتی یا شوراها یا شهرداری ها یا مؤسسات انقلابی و به طور کلی نیروهای سه گانه و نیز نیروهای مسلح و مؤسسات و مؤسسات، از عنوان یا سمت مأموریت تخلف کند. منصوب شده خدمات عمومی را پذیرفته باشد یا جرم با استفاده از تبلیغات عمومی از طریق رسانه های گروهی مانند رادیو، تلویزیون، روزنامه ها و مجلات یا سخنرانی در مجامع یا انتشار آگهی های چاپی یا مکتوب انجام شده باشد یا مرتکب آن کارمندان دولت باشند. یا مؤسسات و سازمان های دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداری ها یا سازمان های انقلابی یا به طور کلی از قوای سه گانه و نیز نیروهای مسلح و مأموران وظیفه عمومی علاوه بر رد اصالت مال به مالک به حبس از ۲ تا ده سنوات و انفصال دائم از خدمات دولتی و پرداخت جریمه نقدی معادل پولی که دریافت کرده محکوم خواهد شد. یک وکیل کلاهبردار همیشه در کنار شما خواهد بود.
در تبصره 1 این ماده در مورد تخفیف یا تخفیف مجازات آمده است: «در کلیه موارد مذکور در این ماده در صورت وجود شرایط و کیفیات اختصاری، دادگاه می تواند با اعمال ضوابط مربوط به تخفیف مجازات را به مجازات برساند. مرتکب فقط تا حداقل مجازات مقرر در این ماده می تواند موجب تخفیف (حبس) و انفصال دائم از خدمات دولتی شود ولی نمی تواند حکم به تعلیق اجرای مجازات بدهد.
همچنین در تبصره ۲ این ماده آمده است: «مجازات شروع به کلاهبرداری حداقل مجازات مقرر در همان مورد خواهد بود و در صورتی که خود عمل نیز جرم باشد، شروع کننده به مجازات آن جرم محکوم خواهد شد. همچنین."
البته گاهی ممکن است فردی در هر پست یا عنوانی به دروغ متهم به کلاهبرداری شود. از آنجایی که مجازات تعیین شده برای کلاهبرداری به هیچ وجه سبک نیست و متهمان را تا پایان عمر درگیر می کند، باید با مستندات کافی از اتهام کلاهبرداری دفاع کرد.
سرقت و کلاهبرداری مرتبط با کامپیوتر
با توسعه شبکه های مرتبط با کامپیوتر و اینترنت، قطعا افرادی سودجو پیدا خواهند شد که به قصد سرقت پول به غیر از شبکه، مردم را فریب داده و اموال آنها را به گروگان می گیرند.
در این مورد در ماده 741 قانون مجازات اسلامی آمده است:
«هرکس به طور غیرقانونی از سیستم های رایانه ای یا مخابراتی با ارتکاب اعمالی مانند ورود، تغییر، پاک کردن، ایجاد یا توقف داده ها یا اختلال در سیستم، پول یا اموال یا منافع یا خدمات یا امتیازات مالی برای خود یا دیگری استفاده کند، علاوه بر انکار دارایی صاحب آن به حبس از یک تا پنج سال یا جزای نقدی از بیست میلیون (20.000.000) ریال تا یکصد میلیون (100.000.000) ریال یا هر دو محکوم خواهد شد.
نکاتی در مورد کلاهبرداری
1- صرف دروغ بدون استفاده از وسایل متقلبانه موجب جرم کلاهبرداری نمی شود زیرا عرفا تنها دروغ و حیله و تقلب را نمی شناسند.
2- نیرنگ و تدلیس در کلاهبرداری با ترک فعل محقق نمی شود. اگر شخصی شرکتی را با ضرر بفروشد اما از گفتن وضعیت شرکت به خریدار خودداری کند، آن شخص مرتکب کلاهبرداری نشده است. اما اگر همین فرد با توسل به ترفند و کلاهبرداری شرکت خود را در وضعیت مالی عالی نشان دهد و شرکت خود را بفروشد، مرتکب کلاهبرداری شده و می تواند علیه او شکایت کند.
3- گرفتن مال غیر در کلاهبرداری مستلزم تحقق دو چیز است:
خسارت مالی به قربانی
سود مالی کلاهبردار یا شخص مورد نظر او
با توجه به شرایط ذکر شده، اگر شخصی در حین عمل به مال کسی آسیب برساند، هر چند با متقلبانه باشد، اگر برای نفع مالی مبارزه کرده باشد، مرتکب کلاهبرداری نشده است. تصور کنید شخصی با ابزارهای کلاهبرداری، شخص دیگری را فریب می دهد که پولی که خریده جعلی و بی ارزش است. اگر خریدار مال را از بین ببرد یا رد کند، کلاهبرداری صورت نگرفته است، اما اگر متقلب با حیله و حیله، مال را از خریدار تصاحب کند، به دلیل منفعت مالی که می برد، کلاهبردار محسوب می شود.
در طول تاریخ همواره افرادی بوده اند که به حق خود راضی نبوده و با توسل به ابزار سعی در تصرف اموال دیگران داشته اند. وجود این افراد باعث شده است که قانونگذاران همواره سعی در منع این اعمال و مجازات آنها داشته باشند. یکی از مواردی که متأسفانه امروزه بسیاری از افراد به آن دچار می شوند، کلاهبرداری است. تعداد افرادی که مرتکب این عمل می شوند کم نیست، به همین دلیل قانون به طور ویژه با آن برخورد کرده و با توجه به شدت و میزان آن مجازاتی برای مرتکبان تعیین کرده است. این قانون باعث شده مردم برای بازگرداندن اموال خود به دستگاه قضایی مراجعه کنند. اما از آنجایی که برخی از این کلاهبرداری ها با مبالغ هنگفتی انجام می شود، پرونده های مربوط به آن و بازپس گیری وجوه دشوارتر می شود. در این صورت است که نیاز به کارشناس در این زمینه کاملا احساس می شود و آسیب دیدگان برای نوشتن دادخواست و طرح دعوی به وکیل شکایت کلاهبرداری مراجعه می کنند. برای اطلاعات بیشتر در مورد کلاهبرداری، مقاله بعدی را از دست ندهید. داشتن وکیل شکایت از کلاهبرداری یکی از بهترین راه ها برای شکایت است.
تقلب و تعریف آن
بر اساس ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری (مصوب 28/6/1364 مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام) کلاهبرداری به شرح زیر تعریف شده است:
«کسی که مردم را با حیله و کلاهبرداری به وجود شرکتهای خیالی یا تجارتخانهها یا کارخانهها یا مؤسسات یا تصاحب اموال و قدرتهای ساختگی فریب دهد یا به چیزهای غیرواقعی امیدوار باشد یا مردم را از حوادث و رویدادهای غیرواقعی بترساند. نام یا عنوان جعلی می گیرد و با استفاده از یکی از وسایل مذکور یا سایر وسایل متقلبانه، وجوه، اموال، اسناد، حواله ها، قبوض یا حساب های دریافتنی و مانند آن را به دست می آورد و از این طریق مال دیگری را تصاحب می کند. کلاهبردار محسوب می شود.»
کلاهبرداری یکی از جرایم علیه مال است و شرایطی برای ارتکاب آن دارد که در زیر به آنها اشاره می شود. برای طرح دعوای کلاهبرداری به وکیل شکایت کلاهبرداری مراجعه کنید و اموال گمشده خود را پس بگیرید.
کلاهبرداری یک جرم مرکب است که زمانی اتفاق می افتد که سه چیز اتفاق می افتد:
1- توسل به وسایل متقلبانه (حیله و کلاهبرداری): در کلاهبرداری نحوه ارتکاب جرم موضوعیت دارد و تحصیل مال باید از طریق متقلبانه باشد و اگر مرتکب مال را بدون توسل به کلاهبرداری تصرف کرده باشد. ، کلاهبرداری محقق نمی شود.
2- فریب دیگر: برخلاف ماهیت کلاهبرداری دستگاه ها که با معیار خاصی سنجیده می شود، در سهل انگاری و فریب قربانی، جنبه شخصی بررسی می شود. این بدان معناست که کلاهبرداری زمانی محقق می شود که مال گمشده در واقع توسط کلاهبردار فریب خورده باشد.
3- گرفتن مال غیر: اگر با توسل به متقلبانه و فریب دیگری، مال تملک و سرقت نشود، کلاهبرداری محقق نشده است. به عبارت دیگر، کلاهبرداری مانند سرقت، جرم مقید به نتیجه است، یعنی باید مال دیگری را تملک کرد.
اگر شخصی با توسل به دستگاه های ذکر شده اموال شما را دزدیده باشد، نیاز به طرح دعوی دارید که توسط افراد غیر متخصص انجام نمی شود. بنابراین پیشنهاد آوا وکیل این است که یک وکیل شکایت کلاهبرداری استخدام کنید که به عنوان مال گمشده از شما دفاع کند و حقوق شما را بازپس گیرد. وکیل شکایت کلاهبرداری همه موانع را برطرف می کند.
نقش وکیل در دعاوی ملکی به ویژه در روند پرونده خود را نشان می دهد. آیا نقش خواهان با طرح دعوی خاتمه می یابد؟ آیا متهم می تواند در جلسه شرکت نکند و وکیل ملکی نداشته باشد و امیدوار باشد که محکوم نشود؟ آیا پرونده ملک نیاز به پیگیری دارد؟ آیا می توان پاسخ برخی از سوالات را شخصا به شعبه تحویل داد تا روند کار تسریع شود؟ آیا همه اعضای جامعه به طور مرتب اطلاعات خود را بررسی می کنند و از همه اطلاعیه ها مطلع می شوند؟
بد نیست بدانید انجام کلیه مراحل پیگیری پرونده و انجام دستورات قاضی دادگاه بر عهده وکیل مدنی می باشد. به عنوان مثال از پرداخت هزینه کارشناسی به شما اطلاع داده می شود. همچنین از اخذ تئوری کارشناسی و مطالعه آن مطلع خواهید شد. و در مهلت مقرر می توانید در مورد اعتراض یا عدم اعتراض نظر دهید. آیا مطمئن هستید که این کار را با حسن نیت و در فرصت های مقرر قانونی انجام می دهید؟ یک وکیل ملکی تمامی این اقدامات را به صورت حرفه ای انجام می دهد. او در تاریخ های مشخص و سایر تاریخ ها نیز به دادگاه می رود. او روند پرونده را دنبال می کند تا ببیند حقوق موکلش تضییع نشود. کلیه وظایف قانونی را در مهلت تعیین شده انجام می دهد و از بروز مشکلاتی مانند انقضای مهلت و رد موعد جلوگیری می کند.
وکیل همراه در دعاوی ملکی کیست؟
نقش وکیل ملکی چیست؟ افراد ممکن است به دلایل مختلف نتوانند در دعاوی ملکی خود وکیل ملکی بگیرند. اما می توانند از دانش، تخصص و مهارت یک وکیل ملکی در کنار هم استفاده کنند. یعنی از وکیل مدنی خود می خواهند که شکایت و دادخواست و لایحه ای تنظیم کند بدون اینکه به او وکالت رسیدگی کند. پس وکیل املاک همراه، وکیلی است که می توانید قبل و بعد از جلسه، طی مشاوره حقوقی حضوری یا تلفنی و آنلاین از دانش، مهارت و تخصص وی بهره ببرید و از نظرات کارشناسی او در حل مشکل خود استفاده کنید.
نقش وکیل ملکی در رفع شبهات موکل
چه کسی مسئول پاسخگویی به سوالات ذهن مشتری است؟ چه کسی به مشتری توضیح می دهد که با چه مسائلی مواجه است؟ چه کسی فضای شنیداری را برای مشتری سازگار می کند؟ چه کسی به نگرانی های مشتری با آرامش پاسخ می دهد؟ قطعا وکیل ملکی تنها فردی است که با رعایت قوانین و رویه های عملی دادگاه ها می تواند به موکل خود آرامش خاطر دهد. یکی از مهمترین ویژگی های یک وکیل ملکی خوب این است که همیشه به سوالات مشتری به صورت قابل فهم و ساده پاسخ دهد.
مزایای مشاوره حقوقی با وکیل ملکی چیست؟
خوب است بدانید که بسیاری از نکات مهم و اساسی پرونده در جلسات مشاوره به شما گفته می شود. مثل اینکه آیا مدارکی که دارید مورد قبول دادگاه است یا خیر؟ ارزش سند عادی که به آن مراجعه می کنید چقدر است؟ دادگاه چه تحقیقاتی برای درخواست شما خواهد داشت؟ هزینه دعاوی حقوقی یا کیفری شما چقدر خواهد بود؟ آیا دعوای شما نیاز به کارشناس دارد؟ آیا ابتدا باید بیانیه بفرستید؟ وکیل ملکی پاسخگوی تمامی موارد ذکر شده خواهد بود.
نقش وکیل در صلح و حل و فصل دعاوی ملکی
بد نیست بدانید که بسیاری از پرونده های قضایی به آرامش ختم می شود. یعنی طرفین با شرکت در جلسه، شرایط مورد توافق خود را ارائه می کنند. سپس با توجه به آن توافقات و شرایط پذیرفته شده، گزارش اصلاحی صادر می شود. حال سوال این است که آیا شما درک کاملی از آنچه با آن موافقت می کنید دارید؟ آیا از آثار حقوقی شرطی که به آن رضایت دادید آگاه هستید؟ منظورتان این است که چه تعهدات و وظایفی را بر عهده گرفته اید؟ شما می توانید از یک وکیل ملکی بخواهید که تمامی موارد ذکر شده را انجام دهد. یک وکیل ملکی می تواند با توجه به خواسته ها و علایق شما با طرف مقابل به مذاکره صلح و سازش بپردازد.
تعداد صفحات : 6

بهترین وکیل بیرجند چه کسی است
چگونه در دیوان عدالت اداری شکایت کنیم؟